X
تبلیغات
ایدنک
تقدیروتشکرازنورمحمدمجیدی(رحمان رجبی بهشت آباد)
  • مربوط به موضوع »

بسم الله الرحمن الرحیم

از شخصیت فرهیخته و پژوهشگر نخبه جناب آقای کربلائی نورمحمد مجیدی کرائی که با تلاش بی دریغ خود در جهت اعتلای انگیزه اصالت وتباری و نژادی، فرهنگ مهرورزی و قوم گرایی و زنده نمودن ایل بزرگ باستانی کرائی سالهای زیادی را به تحقیق و پژ وهش در مراکز علمی و سفرهای متعددی به مرکز شهرستانهایی که باز ماندگانی از ایل کرائی حضور دارند؛ نسبت به جمع آوری اطلاعات شناخت و نحوه کوچ­های اجباری و شناسایی شجره نامه­های آنها نهایت کوشش و فعالیت خود را در جمع آوری به منصفه ظهور رساندن و امروز عصاره آن همه زحمات را در کتاب ذیقیمت و ارزشمند تاریخ ایل باستانی کرائی به عنوان اتصال حلقه گمشده در دستان خود می بینیم، جا دارد از این شخصیت بزرگ و عالیقدر جناب آقای کربلائی نورمحمد مجیدی کرائی که موجب سر افرازی این ایل را فراهم آورده نهایت سپاس و قدر دانی خود را اعلام کرده و توفیقات و بهروزی ایشان را از خداوند منان مسئلت داشته و امید است از این رهگذر پژوهشگری این ایل بزرگ بار دیگر با تاسی از آیه، يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ. اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست بى‏ترديد خداوند داناى آگاه است. به شناخت همدیگر اقدام و شهد شیرین برادری را با ر دیگر در کام خود احساس نمائیم در همین راستا اینجانب رحمان رجبی بهشت آباد با تلاش بی دریغ خود نسبت به جمع آوری تعدادی از برادران کرائی خود در ساختاری شجره نامه ای اقدام که جهت اطلاع همه برادران ایل کرائی تقدیم می گردد. و امیداست دیگر برادران نسبت به تکمیل آن و ارسال شجره نامه های خود همکاری لازم عنایت فرمایند چنانچه نقصی یا کسری در این شجره نامه ها وجود دارد لازم است جهت رفع آن به ایمیل rajabi.rahman@yahoo.com  ارسال نمایند. در پایان از آقایان: مشهدی حیات اله مجیدی کرائی، حاج محمد رضا (حاج آقایی) محمدی کرائی ، شمس اله طیب، کربلایی محمد الماسی، مشهدی امام قلی الماسی، حاج مراد وثوقیان، بهادر اسکندری، حاج غلامرضا خزامی، حاج سعید خزامی، یاسین هویزه، کربلایی کلبعلی طلاوری، امان اله هامون پور، حاج علیرحم رجبی، حاج مندنی قنبری، حاج خداداد بیغمی، صمد مجیدی کرائی، امراله خانی، نعمت اله رئیسی، جمشید خنجرزاده ، خدارحم طیب و سلیمان کرایی، عبد محمد بهاری پور، مندنی(علی)بهمن پور و نوراله ساوشی در این مورد ما را یاری نمودندکمال تقدیر و تشکر را می نماییم.

رحمان رجبی بهشت آباد



شاخه قومی اروه ای
  • مربوط به موضوع »

شاخه قومی اروه ای

یکی ازتیره های بزرگ ایل کرایی شاخه قومی (اروه ای)بوده که می بایست نگارشش اربکی باشد،اروه ای ها به دو شاخه:خواجه اروه ای ورئیس اروه ای تقسیم می شدند،که به گونه ای پراکنده درایلات قدیم:زیرکوه(حومه وشهربهبهان)وپشتکوه(بخش های طیبی وبهمئی)زندگانی داشته اند.

درمنابع تاریخی دوران اسلامی ویژه تاریخ الرسل والملوک طبری وکتاب جغرافیای نزهه القلوب نامی ازقوم اربکی و(اروه ای)که معرب آن (عروج)آمده،برده میشودکه جایگاه بومی آن در ویرانه های شهرباستانی (شوشان=سوسن)درچهل کیلومتری شهر(انزن)ایذه معرب شده به ایذج که هم اکنون ویرانه های آنرا(مال ویرون=شهرویران)میگویند دیده میشود.

درنزدیکی شهرباغملک جانکی بختیاری شهری ویران دیده میشودکه بومیان آنرا(منجنیق)می نامندوباوردارندکه این شهرحضرت ابراهیم خلیل الله (ع)به ضرب آتش منجنیق که یکی افزارهای اتشین آن زمان بودکشته یا بفرمان نمرودشاه اور وبابل به آتش می سوزد.روشن است این افسانه ازانجا پدیدآمده که نام این شهر(اروه)بوده چنانکه بخشی از زمین های کنارپل ویران منجنیق درجنوب غربی این پل (اروه)نامیده میشود که هنوزمردم شهرهای باغ ملک به آن اراضی که نشانه های مسکونی شهری آن در زیرخروارها خاک نهفته است(اروه)میگویند.

اروه از نگاه نویسندگان وسیاحان:

حمدالله مستوفی :درعروج(اروک)یعنی جابلق،شهرسوسن راگویند.شهرکوچک است،بردوجانب آب نهاده است،باغستان فراوان دارد.نارنج وترنج فراوانی دارد.

طبری در کتاب الرسل والمولک:قوم اروه ای یا اربکی که نشیمنگاهی درکنارپل اربک(منجنیق)سکون داشته اندنام میبردکه مشروح آن نبردکه کردان داریانی شرکت داشتند.

راولینسون:پژوهشگرسرشناس اروپایی درکهگیلویه سفرنامه اش درباره شهروقوم ونژاد اروه ای درخصوص شهرسوسن اشاراتی میکند به اهمیت این شهر.

باتوجه به سوابق دیرین شهرسوسن که به ان اروه یا اربک واوروت ماخوذ ازنام قومی اروه ای بود میگفتند.تیره های بزرگ از این قوم باستانی درایل کرایی زندگی داشته اند،که به گذر زمان درجنگ های پیش آمده مغولان،شاه عباس اول صفوی ونادرشاه وکریم خان زند ودیگران اجبارابه شهرهای خوزستان،فارس،سیستان وبلوچستان وشهرهای عراق:کربلای معلی وکوفه وبصره کوچ داده شده اندکه شماری چند از آنان با نام قومی اروه ای درمیان ایلات پراکنده کرایی زندگانی دارند.

درنواحی غربی شهرلنده تیره ای از مردم اروه ای درروستایی به همین نام درتنگه ای سرسبزوخرم زندگانی دارند،که نشیمنگاه کوهستانی آنان بهترین جایگاه خوش وآب وهوا وباغستان های گردو-انجیروتاکستانهای مخصوصا (عناب)که تنها دراین دره پرورش یافته وثمره وبارخوب میدهندمی باشد.مردم این تیره کاملا رنگ وروی آریایی سپید وسرخگونه دارندکه از دیگرمردمان ایلی چهره وهیکل آنان متامیز ومشخص هستند.یاد اور میشودکه اینان مردمی دلیرورزمی هستندکه شجاعت آنهادر منطقه زبانزد خاص وعام است.

محل سکونت اروه ای هادرکهگیلویه :شهرهای دهدشت-سوق -لنده .روستاهای اروه-تراب علیاوسفلی-خلیفه ای

درشهربهبهان وروستاهای همجواربخصوص روستای تل بردی وکردستان علیاوسفلی تعداد زیادی از این قوم درحال زندگی هستند.

برگرفته ازکتاب تاریخ ایل باستانی کرایی بقلم نورمحمد مجیدی



گناه دل
  • مربوط به موضوع »


کتاب گناه دل مجموعه اشعار زیبای مسعودرفیعی از ایدنک با زبان فارسی که درتاریخ1392/05/07انتشارشده وناشرآن چویل بوده است.بسی مایه افتخاراست یک جوان فهیم واهل قلم ازاین روستا افتخاردیگری بر تاریخ این سرزمین افزود.به امید موفقیت درتالیفات جدیداین شاعرجوان.بزودی عکس کتاب وبخشی از این اشعاردر همین صفحه تقدیم میشود.





کوچه معرفت شعر زیبایش راسرود
  • مربوط به موضوع »

این سروده زیباراتقدیم میکنم به تمام ایدنکی هایی که بخاطر سیل ویرانگرسال1365ایدنک رابرای همیشه ترک نمودند.به امید بازگشت به نگین ایل


کوچه ای رابود نامش معرفت            مردمانش بامرام ازهرجهت

سیل آمد کوچه را ویرانه کرد            مردمانش را باجهان بیگانه کرد

هرچه در آن کوی بود ازمعرفت          شست وباخودبرد سیل بی صفت

ازتمـــام کوچه تنهــــــا یک نفر          خانه اش ماندوخودش جست ازخطر

رسم راه ونیک هرجابود وهست        ازنهادمردم ان کوچه هست

چونکه دراندیشه ام،اینگونه ای          حتم دارم بچه آن کوچه ای

سراینده این سروده ناشناس می باشد،ازسرکارخانم ناهیدرفیعی جهت گرد آوری وارسال بسیار سپاسگذارم.




عناوین محلی تیره های مردم ایل کرایی
  • مربوط به موضوع »

عناوین محلی تیره های مردم ایل کرایی

درایلات قدیم کهگیلویه وبویراحمدوهمچنین ایلات بختیاری هرتیره ای باعنوان وبانامی شناخته می شدند.درایل باستانی کرایی بانظروپیشینه دراز ودیرین آنان تاچندسال پیش  این عناوین که ویژه شناخت هرتیره ای مانند:قاید،خواجه،شیخ ورییس وملابوده زنده بودوبرای شناختن هرتیره ای بکارمی رفت که در زیر برای یابودوزنده داشت این فرهنگ نامی بایادمان پیشینه هرایل وتیره می پردازیم.

1-شاخه قومی اروه ای

2-عناوین ونام واژه ایل  دین یار

3-عناوین تیره ملاها

4-تیره گان رئیس وعناوین قومی آنان

5-رئیس های گل سرخی

6-تیره های مشایخ وعناوین شیخ

7-مشایخ

8-مشایخ دژکوه

بزودی درادامه همین مطلب به تفصیل وبه ترتیب به هرتیره می پردازیم.




شعرایدنک
  • مربوط به موضوع »


ایدنک جایگاه نیاکان من است ومن نیز بیادگذشتگان ایلی خوداین اشعار را سرودم(نورمحمدمجیدی):

 

چه بگذشته هارا بیارم به یاد               بکردم زبگذشته عمرشاد

  دراین جای بودست نیاکان من              خردمند وبا علم واهل سخن

دراینجای که خاکی آباد بود              همه مردمش خرم وشادبود

نیاکان ایلم زپیشین زمان               دراین بومگاه بودشان خانمان

دراینجا به سیرو به گشت وشکار              بدم دورازسختی روزگار

مراهمنشین بود اهل سخن              دریده زمن بیشترپیرهن

همه اهل ایمان ودیندارگان            همه پندگووهمه خوش زبان

همه آبرومند ودارای نام              خردمندودانا بدندهرکدام

همه باسوادوهمه نکته دان             همه میهمان دوست ودارای خوان

براین روستابودمکتب سرا           که نوباوگان راکند رهنما

همه دشمن ودورازکاربد             که ازکاربد،بدبه کس می رسد

همه کارجووهمه پیشه ور           زرفتار وکار بدان بی خبر


 ایدنک روستای قابل توجهی است که دراثرگسترش وابادانی آن ونیزامکانات اموزشی،جوانان تحصیل کرده ای درسطوح مهندسی،پزشکی،علمی،اداری ودبیری وکارمندی رابه جامعه تحویل داده است.

 



معلمای ایدنک درسال1342-1340
  • مربوط به موضوع »

ایستاده:حاج عزیزاله محمدی سوق(معلم)

نشسته ازچپ:حاج تاج محمددوستکام(معلم)زنده یادملاشکراله فتحی وکودکی شهیدحیات اله فتحی



اینجا ایدنک زیباست
  • مربوط به موضوع »




  • مربوط به موضوع »


در شب زمستانی

کوره خورشید هم ، چون کوره گرم چراغ من نمی سوزد




روز دی از ماه دی برابر با 25 آذر ، 2 ، 9 و 17 دی ماه

واژه دی ، آفریدن و آفریدگار معنی می دهد. در ماه دی ، غیر از نخستین روز ماه که اورمزد  نامیده می شود و نام خداوند است ، سه روز دیگر به نام های دی بادُر ، دی بمهر و دی بدین وجود دارد. بنابر این جشن دیگان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی ، که دوم ، نهم و هفدهم در تقویم خورشیدی است. در ایران باستان نخستین جشن دیگان ، در ماه دی یعنی زور اورمزد از ماه دی ، خرم روز نیز نام داشته است. در این روز که روز پس از شب چله ، یعنی بزرگترین شب سال بوده است ، پادشاه کشور و حاکم شهر ، دیدار عمومی با مردم داشته اند. اکنون نیز زرتشتیان در برخی از شهرها و روستاها ، یکی از روزهای دی ، در ماه دی ویا همه آن را جشن می گیرند. همانند جشن های ماهیانه دیگر ، کوشش می کنند تا در محل های عمومی مانند تالار آدریان و آتشکده گرد هم آیند و دیگان را با سرور و شادمانی برگزار کنند.http://hhhhharfha.persianblog.ir/post/103/


پل قدیمی ایدنک
  • مربوط به موضوع »

این پل درسال 1356که کلا با بتن مسلح ساخته شده بود،طول آن350متربوده وارتفاع ازکف رودخانه تا تاج ان13متربوده است،که متاسفانه این پل عظیم درسال1365توسط سیل مهیب تخریب شده است.



دانش اموزان مدرسه نوبنیاد
  • مربوط به موضوع »


دانش اموزان مدرسه نوبنیاددراسفندماه سال1340درحال انجام ورزشهای محلی.درصورتیکه ازاین اشخاص شناسایی شده لطفا پیام بگذارید.متشکرم.



مدرسه ابتدایی نوبنیادایدنک درسال1342
  • مربوط به موضوع »

این عکس متعلق به سال 1342مدرسه نوبنیادایدنک میباشدکه اسامی دانش اموزان ایستاده ازچپ به راست معرفی میشوند:

النقی کریم پور-زنده یاد گرگ اله رجبی-شوکت مجیدی-بزرگ مجیدی-هزارگل خرمیان-امراله مجیدی-موسی دستپاک

نشته ردیف وسط ازسمت چپ:ناشناس-یداله فتحی-محمد قنبری-خداداداغاجری(احتمالا)

نشته از چپ:ناشناس-ناشناس-ناشناس-علی محمد رفیعی-شهیدکرم اله رجبی-شمس اله جمعه پور

لطفا اگه اشخاص ناشناس را میشناسید مارا اطلاع دهید.باتشکرازحاج دوستکام مدیریت مدرسه نوبنیاد



کربلایی رمضان کرایی(کلانترایل کرایی)
  • مربوط به موضوع »

کربلایی رمضان، از روحانیون مبارز ایران در قرن چهاردهم هجری. وی فرزند ملاخلیل از بزرگان ایل کرایی بود. او دروس مقدماتی را در شهر بهبهان نزد شیخ محمدحسین بهبهانی و شیخ سلیمان بهبهانی گذراند. سپس برای ادامه تحصیلات عازم نجف اشرف گردید و از محضر درس علمایی چون شیخ هادی تهرانی و آخوند خراسانی و سیدکاظم طباطبایی یزدی استفاده کرد و پس از سالها تلمذ به محل خود کهگیلویه بازگشت. در آنجا وی به کلانتری ایل کرایی رسید و داشتن لباس روحانیت را مغایر با سمت کلانتری خود نمی دانست.

در ۱۳۳۴ ق که مراجع و علمای عتبات بر ضد حضور نظامی انگلستان در جنوب ایران و به حمایت از مجاهدان رزمنده، فتوای جهاد صادر کردند، عده ای از علما به رهبری آیت الله شیخ محمدعلی معصومی از شهر بهبهان عازم جبهه های جنگ در بوشهر و برازجان شدند، آخوند کربلایی رمضان کرایی نیز با یکصد تن از مردم مسلمان ایل طیبی به همراه میرزا حسین بهبهانی به بهبهان رفت و به صفوف مجاهدان پیوست. وی پس از شکست مجاهدان به موطن خویش بازگشت و در حدود ۱۳۴۲ ق درگذشت.

منبع: علما و شاعران استان کهگیلویه و بویراحمد، 91-92
daneshnameh.irdc.ir/?p=1209



نحوه تشکیل استان کهگیلویه وبویراحمد
  • مربوط به موضوع »

نحوه تشکیل استان کهگیلویه وبویراحمد

کهگیلویه از 1342شمسی کلمه بویر احمد را به دنبال خود به یدک کشید.در درازای تاریخ پرافتخار ایران سابقه درخشان تاریخی که حاکی از دلاوریهای سردارنامی ایران از این خطه دلاور خیزبنام آریوبرزن باسپاهیان ااسکندرمقدونی ،قیام مستمربرضدحکومتهای حاکم داشتند.این ناحیه از کشور که به تعبیر نویسنده کتابهای تاریخ وجغرافیای کهگیلویه وممسنی(نورمحمدمجیدی) درنقطه به نقطه آن اثاری از سلسله ساسانی یافت میشود واز زمان شکل گیری حکومتها در قالب مدرن امروزی که اولین قانون مدون سازمان اداری وتقسیمات کشوری درسال1285هجری شمسی تحت عنوان قانون ایالتی ولایتی به تصویب مجلس شورای ملی رسید،این استان بعنوان چند بلوک ازشهرستان بهبهان که انهم بعضا در تابعیت فارس واکثرا خوزستان بوده جایگاه تشکیلاتی وسازمانی پیدا میکند.درقانون تقسیمات کشوری مصوب1316شمسی منطقه کهگیلویه در قالب بخشهای کهگیلویه،ثلاث،بهمئی وگچساران در تابعیت شهرستان  بهبهان بوده که نهایتا در سال 1337شمسی اولین سلسله مراتب تقسیماتی تحت عنوان فرمانداری شهرستان کهگیلویه درتابعیت استان خوزستان به تصویب هیئت وزیران رسید.                                                                                                                                                                      

درسال 1342به دنبال شورش روسای ایل وطوایف یویراحمدکه بعنوان غائله فارس شهرت یافت،دهستان سر رود که در برگیرنده قسمتی از مردم بویراحمدتحت عنوان بویراحمد علیابودارتقا یافت وبه شهرستان بویراحمدتبدیل شد واز تجمیع دو شهرستان کهگیلویه وبویراحمدفرمانداری کهگیلویه بویراحمد شکل گرفت ودر سال 1355ازفرمانداری کل به استان تغیر یافت. بقلم سید کرم اله رضایی                                           

گزارش تو جیهی مرحله دوم اجرای قانون تعاریف وضوابط تقسیمات کشوری که نتیجه آن ایجاد بخشهای مارگون-چاروساوانتقال مرکزبخش بهمئی ازکت به لیکک به پیشنهاد بخش ثلاث (لنده)بوده است.شهرستان کهگیلویه درسال 1337به مرکزیت تل گرد چرام ودر سال 1338به مرکزیت دهدشت تصویب شد.هم اکنون این استان دارای شهرستانهای کهگیلویه-بویراحمد-گچساران-لنده-بهمئی-باشت ودنامی باشد.                                                                                                                                  

                                                                                                           



امار ایل طیبی تا سال1347هجری شمسی
  • مربوط به موضوع »

طیبی

ناحیه طیبی درشمال شرق بهبهان واقع گردیده،بیشتر طوایف این ایل درروستاها وشهراهای پراکنده استان کهگیلویه وبویراحمد واستانهایی چون خوزستان-فارس وبوشهرپراکنده شده اندومساحت ایل طیبی در استان ک.ب432مایل مترمربع است.قلمرو ایل طیبی بین بویراحمد سفلی،دشمن زیاری،بهمئی ،بهبهان وبختیاری واقع گردید.مساحت آن بالغ بر 1670کیلومتر مربع است وبه دو بخش گرمسیری وسردسیری تشکیل شده است.                                                                                                                                                       

امارخانوارهای ایل طیبی از زبان مورخان وامارهای رسمی تا سال1347 شمسی

لیدی شل   1856میلادی   1000چادر   ایلات وعشایر

بارون دوبد       3000چادر ایلات وعشایر

میرزا حسن فسایی(فارسنامه)   1314ه.ق    2000خانوار   فارسنامه ناصری

محمود باور   1324ه.ش   2500-2700خانوار   کهگیلویه وایلات آن

محمدعلی شوششتری   1332ه.ش    2000خانوار   جغرافیای تاریخی خوزستان

عبدالعزیزصاحب جواهر   1339ه.ش   2000خانوار  دایره المعارف اسلامی ایران جزء پنجم

ایرج افشار سیستانی    1345ه.ش     2800خانوار بنقل از ایران زمین

دانشگاه تهران    1347ه.ش    5195جمعیت وشناسنامه ایلات کهگیلویه

بقلم یعقوب غفاری



نمونه گلوله توپ قلعه کوب
  • مربوط به موضوع »

این گلوله سربی معروف به گلوله توپ قلعه کوب می باشد،وزن این گلوله 4.100کیلوگرم می باشد.این گلوله توسط خانواده رجبی در قسمت غربی ایدنک درهنگام شخم زمین پیدا شد.این گلوله مربوط به زمانی می باشد که نیروهای حامی شیخ خزعل(خوانین بختیاری) به نواحی کهگیلویه جهت باجگیری سرازیر شدندوقلعه کربلایی رمضان (قلعه کهنه)درجنوب ایدنک مورد تهاجم قرار دادند.بعدازتخریب بخشی ازقلعه ایدنک بسوی لنده رفتندکه ازسرگچ  لنده قصد شلیک داشتندکه توپ خراب شده وجنگ باوساطت بزرگان به اتمام رسید(دراینده بتفصیل شرح خواهیم داد)
از همه عزیزانی که همچنین اثاری از قدیم دردسترس دارندلطف کنند جهت تهیه عکس ما را یاری نمایید.



نمایی ازپل قدیمی ایدنک
  • مربوط به موضوع »


این پل دراوایل دهه 60افتتاح ودرسال1365در یک سیل ویرانگرتخریب شد



نگاه اسمان به ایدنک
  • مربوط به موضوع »




جنوب ایدنک
  • مربوط به موضوع »




ایدنک ازنگاهی دیگر
  • مربوط به موضوع »




رازی که پس ا زدو قرن واندی فاش شد
  • مربوط به موضوع »

قاید(کای) مراد کرائی که بود؟

قاید مراد کرائی یکی از کلانتران مقتدر طایفه دین ­یار(دنیار) از ایل بزرگ کرائی و پسر قاید گنجی کلانتر مقتدر ایل کرائی بوده­؛ که در زمان حکومت زندیه مرکز حکومت خود را به منطقه ده مراد امروزی(در جنوب غرب ایدنک) که ماًخوذ از نام خود او می­باشد انتقال می­دهد.  این روستا بر سر جاده کاروان رو شهر ارجان تشان تیر به اصفهان و نواحی دیگر بوده، از لحاظ موقعیت جغرافیایی حائز اهمیت بوده. در این منطقه امنیت کاروانهایی که از این جاده می­گذشتن به عهده می­گرفت؛ در عوض از آنها پول یا کالا دریافت می­کرد.

در بین سالهای 1174 تا 1195 که اوج قدرت ایشان بوده چندین مرتبه با حاکمان حکومت زندیه در گیر و جنگ نموده است. در بعضی از درگیریها  پیروز و در برخی بخاطر افزایش نیرو و ابزار و مهمات دولتی از آنها  شکست می­خورد؛ در آخرین نبرد قاید مرادکرائی  با صادق خان زند که در تاریخ بیاد ماندنی است در منطقه کهگیلویه و دژکوه که یک دژ و قلعه مستحکم و باستانی ایل کرائی بوده­است؛ که این دژ با نبردهای ایل کرائی از امیر بوداق تا قاید گنجی آشنا است.

در این نبرد خونین از طرفین افراد زیادی کشته می­شود بخاطر نبود اسلحه و مهمات و امنیت ایل؛ قاید مراد کرائی صلاح را در تسلیم می­بیند و خود را تسلیم نیرو های دولتی می­کند. قاید مرادکرائی به همراه تعدادی دیگری از جنگاورانش به شیراز انتقال و زندانی می­شوند. در این زمان بین خاندان زند و آقا محمد خان قاجار در تمام نقاط کشور درگیری ایجاد می­گردد و نیرو های قاجار اکثر نقاط ایران را تصرف می­کنند و جنگ به دروازه شیراز می­رسد .

 با توجه به گرفتاری خاندان زند در درگیریها با لشکریان قاجار ؛ قاید مراد کرائی از موقعیت استفاده می­کند و از زندان فرار می­کند و به منطقه محل زندگیش می­آید ولی تمام خانواده و اقوام و عشیره ایشان قبلاً توسط زندیه به نقاطی دور تبعد گردیدند.  تنها بعضی از بزرگان این دیار او را می­شناختند و وجود ایشان با توجه به مسائل سیاسی وتهدیدات آن روز برای حاکمان آن منطقه ایجاد خطر و مشکل می­کرد و هم تهدیدی برای خود قاید مراد بود؛ بنابر این، تصمیم برآن شد که قاید مرادکرائی  در این منطقه بماند اما  با هویتی دیگر(مثلاً ایشان را مراد ترک عنوان کردند) و تحت این نام به باز ماندگان ایل کرائی در منطقه عیدنک معرفی گردید.

 قاید مرادکرائی تحت این نام در این منطقه ­ماند ومجدداً ازدواج نمود و صاحب دو فرزند به نامهای قاید قربانعلی و قاید رجب ­گردید. نسل قربان علی در بهبهان زندگی می­کنند که آقای مراد وثوقیان یکی از سرداران سپاه بهبهان در طول هشت سال جنگ تحمیلی می­باشد. و نسل رجب در ایدنک ، دهدشت وبهبهان زندگی می­کنند که شهید کرم الله رجبی که در تاریخ 17/2/1367 در سن 35 سالگی در جنگ هشت ساله ایران و عراق به شهادت می­رسد، و همچنین عبد محمد رمضانی بیش از 7 سال در اسارت نیروهای عراق بود . این راز تا به امروز در خاندان مجیدی محفوظ مانده تا اینکه این واقعیت را از زبان کدخدای وقت مشهدی حیات اله مجیدی فرزند کربلایی احمد مجیدی بزرگ خاندان ملا خلیل مجیدی در جمع خانواده ما بیان نموده و هم کتباً به ما اعلام نموده است.

با توجه به افشای این راز توسط مشهدی حیات اله مجیدی بزرگ مردی دانا و امانت­داری امین  از ایل بزرگ کرائی که بحق در رازداری و ادای امانت نهایت صداقت در گفتار و شجاعت در اعلام آن؛ دلیرانه تاریخ بسته این خاندان را روشن نموده است. بهروزی وتوفیقات روز افزون این عزیز را از خداوند منان خواستاریم. بدینوسیله نهایت امتنان و تشکر خانواده های رجبی بهشت آباد، وثوقیان، سجادی مهر، مهربان، رمضانی بهشت آباد اعلام می نماییم.

نگارنده

حبیب اله رجبی بهشت اباد



سوق درگذرگاه تاریخ
  • مربوط به موضوع »


سوق

نامواژه سوق برگرفته ازنام یکی ازتیره های ترک نژادافشار وآقاجری است که نام (قراماسوقی)یا سوقی راداشته ودر دوره صفویه در این شهرنشیمن داشته اندسوقی ها سالها دراین  ماوا زندگی میکردندتا اینکه تنشی خونین میان آنان وتیره چنگلوایی(سنقرآباد)پدید امدوبا توجه به ازدیاد جمعیت چنگلوا(چنگیزآباد)چنان که این اشعارنشان میدهد:سوق وچنگلواخوش دهدشت وکرایی                           پیش یارم ببرید یه سلام دعایی

به کوچ سوقی ها انجامیدوروشن نیست درچه سامانی سکنی گزیدند.

باتوجه به پراکندگی سوق که بخشی از سرزمین بلاد شاپوربودسوق تهی ازمردم وآبادنی گردیدتا اینکه سادات رضاتوفیقی:احمدی ،اسماعیلی،علایی وعباسی دراین روستا ساکن شدند.این تیره هاپس از اینکه سالها درکنارهم می زیستندبعلت اختلافاتی که باهم داشتند ایل علایی وعباسی از سوق به بلاد شاپورمهاجرت نمودندوسادات احمدی واسماعیلی دراین ابادی ماندگارشدند.

اسکندر خان عکاشه درزمانی که سوق خالی ازسکنه بود ازاین روستا چنین یاد میکند:ازتنگ تکاب حرکت کردیم،درقلعه ملا علی پناه کرایی که مقدمه استقبالی پیدا شدباساز وکرنامورداستقبال قرار گرفتیم تارسیدیم به ده خرابه مشهوربه سوق.سوق به این انگیزه درمرزجغرافیایی طیبی وبویراحمدجای داشت،چنانکه درگذشته شیوه زورازمایی ودست اندازی این ایل به ان ایل بود،به بهانه های گوناگون بر سرمالکیت وزمین داری وگسترش تلایه ومرزها میان این دو ایل نگرانی هایی پیش آمده که منجر به کشت وکشتارهایی شده است.

ظاهراداستان جنگ بویراحمدی هاوطیبی ها این بود که تفنگداران اولاد میرزا علی به دستور شکراله خان بویراحمدی،راه را برتفنگداران ایل کرایی بسته وملاعباس قلی(دایی حیات اله مجیدی)پسرملاحیدر،کلانترایل کرایی،راکه قلعه دار قلعه سوق بودهمراه با ملا داراب زنگوایی کشته وقلعه را در دست گرفتندکه قلعه تا چندین سال به دست بویراحمدیها بود.

با تشدید این اختلاف وتاراج گریهای میان این دوقوم کربلایی احمد مجیدی کرایی به این فکرافتادتا بازخواست خون پسر عموی خود ملاعباسقلی کرایی ازبویراحمدیهای نشسته درقلعه سوق بگیردوبرای انجام این ماموریت با دونفرازسادات شیخ هابیلی میرزافرج اله سلطانی ومیرزامهدی که باقلعه نشینان به نامهای قایدکهیاروقایدعوض،دوستی داشتندمشورت نموده وانانراهمدست خودنموده است.

میرزا فرج اله که مرتبا با بویراحمدیها در ارتباط بودومرتبه به قلعه جهت فروش فشنگ به انجا میرفت.روزی که میرزا به قلعه رفت وشخصی بنام باباکه گماشته انهابوددرقلعه درحال نگهبانی بود که میرزا از راه دوستی وروابط وراد قلعه شدووقتی وارد شددید بقیه اعضا نیستند ازفرصت استفاده کرد وبابا را کشت وبا کشته شدن بابامیرزا برادرش را نزد کلانترایل کرایی کربلایی احمد فرستادکه به  کمک او بشتابند.برابرنشانه هایی که با کرایی ها داشته اتشی بر قلعه افروخت وبی درنگ کربلایی احمد مجیدی وهمراهانش تمامی مسیر های منتهی به سوق را بسته وسنگربندی کردند ودسته هایی هم به کمک میرزا به سوی قلعه شتافتند.فردای انروز که کهیاروعوض بیخبرازهمه جا بسوی قلعه می امدند هر دو به دست تفنگچی های کرایی وطیبی کشته شدند.پس از کشته شدن آنهابه ایل اولاد میرزا علی خبر رسید ومردان ان ایل به کمک اینها امدند وکاری ازپیش نبردن وبه به ایل خود بازگشتندواین چنین شهر سوق به خاک طیبی پیوند خورد.

با روی کارامدن رضا شاه   که با سرکوبهای عشایر،مهرخاموشی بردهان همه مردم ایلات زده شدهریک سرگرم کار وزندگی خویش گردیدوهمه تنش های قومی به فراموشی سپرده شد.

درسال 1315خورشیدی گروه باستانشناسی سراورل اشتین انگلیسی که برای کارهای باستانشناسی به لند می رفت،برسرراه خود روزی مهمان بزرگان سادات سوق شدند،ونوشتند این ده (سوق)چندان قدیمی نیست ودارای بناهای جدید وقشنگی می باشندونیز چشمه ابی داردوبزرگ این ده دوبرادروهردوازسادات ومجتهد سوق بودندوزراعت  گندم و جو دراین مکان بسیار بودوازسوق بسوی لنده عازم شدیم.

مجتهدین این روستابرادران بزرگواری ازسادات احمدی که هردو پایه علمی اجتهاد داشتند(اقاسید علی علم الهدی واقاسید عبدالعزیزرضوی)برسوق رهبری می نمودندواز پرتو کاردانی این دو سید بناهای نو درسوق بنا شد که مخروبه های این آثارهنوزپابرجاست.

درسال 1329خورشیدی که نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران وانگلیس به رهبری دکتر مصدق (نخست وزیر)وایت اله سید ابوالقاسم کاشانی از روحانیون برجسته کشورپیش امده بوددر این استان همه گروهی به هواخواهی پادشاه وگروهی هم طرفدارجبهه ملی بودند.رییس ایل طیبی ،محمدحسین خان ضرغامی به هواداری ازشاه پرداخته که به این انگیزه دوخانی در لنده شکل گرفته است.واسکندرخان پورمحمدی با برادرانش ووابستگانش ازلنده باحمایت زنده یاداقاسیدعبدالعزیز رضوی به سوق مهاجرت نمودندودرقلعه سوق سکونت کردندوایل طیبی به دوشاخه تقسیم شد.

دراین زمان سوق فقط دارای چند بنای گچی وسنگی بودووضعیت مردم بسیار سخت وفقیرانه بودند.پس ازاینکه کلانتری به دست اسکندرخان پورمحمدی سپرده شددرآبادانی سوق کوشیدوخود وبرادرانش خانه هایی اباد وگسترده ساختند که به انگیزه این ساختمانها روستای سوق به ابادنی پیشرفت.بانگرش به انکه مراکز خان نشین باید داری نیروی انتظامی وکارکنان دولتی باشد،پاسگاه ژندارمری وسازمانهای دیگردولتی درسوق جاگرفته وسوق بیش از گذر زمان رو به رشد رفت ودراین راستا ساختمانهایی از قبیل مدرسه ومسجدوبهداری ساخته شد.سوق که در دوران گذشته وچند سال پیش اباد وگسترده شده بودنخست پایه بخش یافت وسپس چهر شهری گرفت واکنون شهری با مردمی آگاه وجوانانی با دانش وفرهنگ وابادگرمی باشد که امیداست سال به سال پیشرفت وگسترش بیشتری داشته باشد.

دراین زمان مردم شهر سوق ازطوایف سادات احمدی ،اسماعیلی،علی همت،عباسی وطوایف طیبی ،کرایی،رودتلخی،تاملکی،غندی،اولاد،دزکی،خواجه،  وخوانین (لنده ای)اولادعلی خان تشکیل شده است که مردم این ،مردمانی بافرهنگ وبا دانش وسازنده وکارا هستندکه از هر حیث در استان زبانزد عام خاص هستند.

برگرفته از کتاب ایل باستانی کرایی

ودرپايان ازخدمات بي شائبه زنده يادقايدفضل اله محمدي سوق كه درپيشبرد اهداف علمي وفرهنگي كهگيلويه وشهرسوق عمري گذراند، يادكرد.روحش شاد.


 



نمایی ازتپه باستانی ده مراد(ایدنک)درنوروز
  • مربوط به موضوع »

تپه باستانی ده مرادکه درضلع جنوبی ایدنک بنا شده که مربوط به کای مراد کرایی است



آمارکهگیلویه وبویراحمد
  • مربوط به موضوع »

آمارکهگیلویه وبویراحمد
قلمروایلات کهگیلویه وبویراحمدکه بین ایلات بختیاری،قشقایی،رستم ممسنی وشهرستانهای بهبهان ورامهرمزواقع شده است.مساحت آن بالغ بر16000کیلومترمربع است وبراساس سرشماری مرکزآمارایران درسال1355هجری شمسی244370نفر(سرشماری عمومی نفوس ومسکن درآبانماه1355)درسال 1347دانشگاه تهران237586 (جمعیت وشناسنامه ایلات کهگیلویه-موسسه مطالعات وتحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران)درسال1345مرکزآمارایران161219ودرجغرافای نظامی ایران درسال 1323تعداد14300خانوار.میرزاحسن فسایی درفارسنامه ناصری درسال 1314هجری قمری8900خانوار.آقای لیدی شل 1856میلادی7700چادر.چون بعدازاصلاحات ارضی1342فروپاشی سازمان ایلی آغاز ومراکزی بر اسکان عشایردرشهرهای جدیدالاحداث دهدشت .گچسارن ویاسوج درنظرگرفته شده بودومهاجرینی بعنوان کارمند دولت دران به کاروکسبه پرداختند ودرسال 1365آمارنفوس استان411828نفربوده است.طبق آخرین آمارنفوس استان درسال1385تعداد621438نفربوده است.
بقلم یعقوب غفاری


ضرب المثل های رایج در کهگیلویه
  • مربوط به موضوع »

ضرب المثل های رایج در کهگیلویه

ضرب المثل های معروفی است که درزبان مادری مردم کهگیلویه آمده وبه اشکال وصوردیگردرفرهنگ های دیگرهم نقل شده است."آنچه درعالمه درآدمه"یعنی خصوصیات فرهنگی وغیرفرهنگی یک انسان به عنوان نمونه از انباءبشری باشدت وضعف واشکال مختلفی که متاثر ازمحیط وشرایط وتربیت باشدبرای انسانهای دیگرقابل درک وفهم می باشد.ضرب المثل شایدبه تصورعده ای کلمات پیش پاافتاده بحساب آید،درحالی که ضرب المثل ها استنتاج واستخراج سخنان خردمندانی است که درقالب امثال،اصطلاح کنایه واستعاره به حکمت وپندواندرزوکلمات قصوردرطول تاریخ یک قوم به مقتضای شرایط،ابداع وسینه به سینه نقل وجزفرهنگ آن قوم می باشد.کتاب ضرب المثل های کهگیلویه که بقلم آقای کرم اله رضایی است قریب اتفاق ضرب المثل های رایج رادرکهگیلویه به نگارش درآورده که بسیار زیباوقابل ستایش است                         

آبادی واویه:آب ابادانی است

آدم خش حساب شریک مال مردمه:توصیه وسفارش به خوش حسابی

آدم گسنه برده ایکوزنه:قدرنعمات خداردانستن

آدم زهله ترو دو دف ایمیره:نکوهش روحیه بزدلی وترسویی

آردل بهتم والک اویختم:عدم ادعا

اسیو وگیه:رعایت نوبت

آش نخرده ودهنه سوته:استفاد ه وبهره نبردن

ا جاهلی تاپیری ،اپیری تاکی:ترک اشتباهات وخطاهای جوانی

از اسب ورهسیم از اصل نوهسیم:احترام به افراد با اصل ونسب

او زر که:اب زیرکاه

اربیز وقیلون ایگوی دوسمه داری:کسی که عیب خود رانمی بیند وعیب دیگران را ...

دوره گند وپیشه:زمانه وعصرمصدریت آدمهای نالایق است

دزنگرفته پادشایه:هدایت وارشاد مردم ازخوداری ازافتراء وتهمت به افراد دیگر

ریش وقیچی دس خته:تفویض اختیاربه بزرگان

سگ صحابش نیشناسه:بمعنی درهم بودن اوضاع واحوال اجتماعی.بصورت سگ درسگ هم میگویند

سگ درهونه صحابش شیره:بیان حالت جرات وشهامت ناشی ازپشت گرمی قوم وایل وتباراست

شیره یا روه:جویاشدن توفیق یاعدم توفیق کسی است که برای انجام کاری رفته است که اگه انجام شدشیر ونشد روه

صدتانه ایبره سر او وتشنه ای ورگردنه:کنایه از افراد زرنگ وهوشیاره که بسلدگی کسی حریفش نمیشود

عقل هرچه بو بهتره از عقل آدمه:افرادی که بدون ادعاکارهای عقلانی انجام میدهند وعاقلان  متعجب میشوند

عقل که نبو جون درعذابه:بقول خواجه عبداله انصاری(انراکه عقل دادی چه ندادی وانرا که عقل ندادی چه دادی

گسنه ایمون نداره:کسی که گرسنش باشه ایمان ندارد(Com)کم

کم بجه همیشه بجه:تعادل درخرج ودخل

گپ راسته وبچه بشنف:زیرکی افراد بزرگ که نیات خود را پنهان میدارند ودرلفافه میگویندکه برای افراد عوام اسان نباشد

کوش کهنه دربیابان نعمته:غنمت داشتن درشرایط عسرت وتنگدستی

گله حالوخرزایه:هشدارواخطارنسبت به روشن کردن مواضع وشرایط می باشد

مغزخرخه:فکرخود رابکارنینداختن

موسی تنم تو سی کی:من خودم رابرای توخراب میکنم توچرابفکرخود نیستی

مه سرته من اسیو سفید کردی:حالت انتقاد ازرفتارغیرمنطقی افرادکهنسال

مه هف ماهه وگیراومدی:افراد عجول وکم حوصله

مه کاروان سرایه:انتقادارافرادی که سرزده واره منزل کسی میشوند

مهمون تیه مهمون نداره صحاب هونه تیه هردوتاش:اشاره به افرادی که وجود خودشون تحمیلی است درحالی که همراهشان هم کسی هست

مهمون دیرمجال شمش وخشه:اشاره به روحیه بی تفاوتی وبی کفایتی است

نه گفترمال وبوی نه کچلوی قافله:اشاره به زحمات زیاد بزرگ ایلی که بعهده ریش سفیداست وکچکترین عضو قافله

نوکری ارزونه واقایی گرونه:ازادگی بدون قید وشرط زیردستان وهزینه گرانی زندگی روسا وبزرگان

نه شنبد گوربرون:اشاره است به وقت گل نی

ولرگفتن بفرما،پاو گیوه  اومه

هرکی قهرکه خشه بی بهرکه:صبروتحمل درمسائل اجتماعی

هرکه دیرتراومه دیرترایخره:رعایت نوبت

هردوکره یه خرن:هردومثل هم هستن روی این حساب نکن

هردس یه پهلینه ایخارنه:هرکس به تیره وایل خود وابستگی داره

هرنی هرنی گانه ایارم خره نی:کاربدون برنامه

یوکه پای تو دونه سرمو نونه:تعریف وتمجیدی است ازبزرگان که عقل وتشخیص شما به مرتب بالاتراست

برگرفته ازکتاب ضرب المثل های رایج درکهگیلویه بقلم سیدکرم اله رضایی

 

 

                                                                                  



نمودارسکنه روی زمین(ایران)
  • مربوط به موضوع »

نمودارسکنه روی زمین(ایران)

زردپوست:اسیا-اروپا

سرخ پوست:امریکا

سفیدپوست:اسیا-اروپا

سیاه پوست:اسیا-افریقا

ماله:افریقا

هندی اروپایی –سامی –حامی(کلیه ساکنین روی زمین از این سه نژاد هستند)

هندی ارو پایی:آریانی-یونانی-ارمنی-ایتالیایی-سلتی-ژرمنی-لیتوانی-آلبانی

ایتالیایی:ایرانی(سلسله های حاکم برایران)

ایـــرانی:عیــلامی ها-مادها-پارس ها-سلوکی ها-پارتی ها-طاهریان-دیالمه آل زیار-دیالمه آل بویه-صفاریان-سامانیان-غزنـــــــویان-سلاطین غور-سلجوقیان-خوارزمشاهیان-سلاطین مغول-ایلخانان مسلمان-تیموریان-ترکمانان-ترکمانان قراقویونلو-صفویان-افشاریان-زندیان-  قاجار-پهلوی                                                                                                                                                                                                                



ساختاروبافت سیاسی درکهگیلویه
  • مربوط به موضوع »

سازمان یابی وتشکیل ایلات برپایه نظام خانواده ،دودمان،طایفه وایل است ودرراس آن پدرومادراست ودراین منطقه اصطلاحات:تش- دهه- بنکووتیپ خوانده می شود.جامعه شناسان بافت خانوارهای ایلی را به گسترده ای ،هسته ایی،پیوسته وناقص تقسیم بندی کردند که دراین منطقه بصورت بافت های هسته ای بناشده است. دودمان ویاتش ازخانوادهای همخون ونژادوگاهی مهاجر که با این واحد اجتماعی قرابت نسبی یاسببی پیدا می کردند بوجود می آمد.ریش سفیدقوم سپر وبلاگردان خانواده ها محسوب می شد.واجباراقدرت خانوادگی وقومی داشته باشد.ریش سفیدان طوایف که بحق راهنماودلسوزان قوم وعشیره خودبودند.هرطایفه وتیره ای بحکم پیوستگی نژادی نیاز به بزرگتر(کدخدائی) داشت کدخدا ازمیان چندبنیچه هم نژاد وخون ومهاجرین ایلی انتخاب می گردید کدخدا که مقام دوم ایلی بود وبنابرمصالح مشاورین سیاسی بالایی برای دخالت درهراموربودند.وهمانندخوانین بایددارای دستگاه خانی ازقبیل تفنگچی-خدم وحشم ومهمانپذیری بالایی برخوردارمی بودند وگرنه عضوباطلی می بود.

درآمدکدخدا:کدخدایان ضمن اینکه دارای مال واموال فراوان بوده وغالبا صاحب ملک وحشم ودارای زمینهای بسیاری بودند ووجوهاتی که خانها بعنوان شاباش ومالیات وباج وعروسی وعیدی وغیره دریافت می کردند سهیم بودند واین درآمدبنام حق سفره ومقام کدخدایی به آنان داده شد.که بیشترین زحمات ایلی مشمول انان می شد.

وظائف کدخدا:کدخداکه ازدوواژه کت وخوتای گرفته شده،کدخدا درقبال خان باتوجه به وابستگی قومی،مراجعه به دائردولتی می بود.حفاظت ازمرزها-شورای حل اختلاف-دخالت درپیوندهای خانگی وقومی-شریک شدن درسوگواریها ونماینده قانونی دولت ازمهمترین وظیفه های آنان بود.درحقیقت هرکدخداعلاوه بردلسوزی ومحبت ظاهری که به افرادخودداشت،نسبت به آنان قهروغضب وحاکمیت جهت هرچه بهترشدن نظم عمومی اعمال می کرد.تمام وقت خود را صرف رتق وفتق امورمیگذاشت.